مؤلف مجهول

351

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

نهاد و گفت : الحمد لله ! كه « 1 » اين همه بار گران از گردن من برداشته‌اند ، اميد هست كه اين بار بىتعلق و بىخلل كارى توانم كرد . و به عبادت حق سبحانه و تعالى جل‌جلاله « 2 » قيام نمود ، و به نوعى كه نه شب آرام گرفت و نه روز آسود ، مدت بيست و پنج سال . ليكن درين مدت از واقعات درويشى بر وى هيچ‌چيز معلوم نشد . بااين‌كه « 3 » مشايخ رحمهم الله فرموده‌اند كه : هركه چهل روز بىريا رياضت كشد او را « 4 » كشف قبور حاصل شود . اما بزرگوار را همين مرتبه هم « 5 » كه اقل مرتبهء درويشى و ادنى مقامات « 6 » است ميسر نشد . شبى به خلوت خود درآمد و به خداى « 7 » تعالى زارى بسيار كرد كه : خداوندا ! به يك‌سخن آشفته و حيرانم ساختى و سرگردانم دارى ، تقصير در من چه شد كه در فيض بالكليه « 8 » بر من بسته شد ؟ در اين سخن بود كه آوازى به گوش او « 9 » آمد كه : اى سمعان ! بيست و پنج سال در ميان اعيان بودى ، و از غذاى « 10 » حرام رگ و پوست تو پر شد . بيست و پنج سال ديگر در گدازش او بايد بودن ، تا من كل الوجوه اثر او زايل شود ، آنگاه ترا وعده‌هاست كه خواهد مترتب شد « 11 » . چون اين سخن بشنيد ، خوشحال شد . بيست و پنج سال ديگر برين گذشت ، بعده شبى در خلوت خود بود كه يازده كس درآمدند . بزرگوار برخاست و تعظيم كرد ، و در صدر خانه بنشانيد و خود در پهلوى در جا گرفت . زمانى سر فرود آورده بنشستند ، آنگاه يكى از ايشان كه مقدم بر همه بود ، سر برداشت و در مقام سخن شد و گفت : اى سمعان ! نپرسيدى كه مايان چه كسانيم ، و از كجا مىآييم ، و براى چه آمده‌ايم ؟ بزرگوار بر پاى برخاست و گفت : اى عزيزان ! حقير « 12 » را چه حد آن باشد كه اين گستاخى تواند كرد ؟ و ليكن اميدوار است كه به لطف عميم خود اعزه ، اين حقير را سرافراز سازند . آن شخص گفت : اى سمعان ! ما يازده تن « 13 » همه ذوات توييم كه حق سبحانه و تعالى در تربيت خود دارد به واسطهء نوح نبى عليه السلام . از آن روز كه ما را « 14 » خلق كرده است ، از تربيت نوح نبى عليه السلام خالى نيستيم ، اما از جهت عدم استطاعت تو و موانع حوادث به تو نمودار نشديم . امروز كه تن مسين « 15 » خود را در خامد عشق وى « 16 » گداختى و بىغش ساختى ، و كثافت « 17 » جسمانى و نجاست بدنى را دور كردى و مطهر گردانيدى ، و دل آينه‌صفت تو به صيقل عشق

--> ( 1 ) - الف : - كه ( 2 ) - ب : - و تعالى جل‌جلاله ( 3 ) - ب : با آنكه ( 4 ) - ب : چهل روز پىدرپى رياضت كشد اول كشف ( 5 ) - الف : - هم ( 6 ) - ب : - و ادنى مقامات ( 7 ) - ب : + تبارك و ( 8 ) - ب : - بالكليه ( 9 ) - الف : - او ( 10 ) - متن تق ، جميع نسخ : غزاى ( 11 ) - ب : خواهد مترتب شدن ( 12 ) - ب : فقير ( 13 ) - ب : - تن ( 14 ) - الف : - ما را ( 15 ) - الف : مسكين ( 16 ) - متن تق ، جميع نسخ : وى عشق ( 17 ) - متن تق ، جميع نسخ : كسافت